پیک شراب

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

باز هم پیکی را پر می گکنم ! آنرا به سلا متی لبخندی که از نزدم رفته بالا می کشم! شراب از دهانم بیرون می ریزد، با اشکهایم در هم می آمیزد،فریاد می کشم.نمی دانم در بیداری است یا خماری یا خواب .....

زانوام در آغوش می کشم تا آرام شوم. خاطرات زشت گذشته را تکرار می کنم! ثانیه ها رسم مسابقهبنا نهاده اند! هرچه بیشتر التماس می کنم که بایستند وفاصله دیدار پیشین را زیاد نکند ،به من اعتنا نمی کنند! اشکهایم به زمین نمی رسد! چون به آسمان رسیده ام. دستانم به خدا می رسد! او را حس می کنم! بدنم به رعشه می افتند! ولی برعکس زمین ،در آسمان رعشه نشانه آرامش است.

از آن بالا خدا مهربانتر به نظرم می رسد. بغض گلویم را می فشارد. توان صحبت ندارم. دلم می خواهد گریه کنم ،خدا مرا در آغوش می کشد،دیگر هیچ نمیفهمم ...

چشمانم را باز می کنم، هیچ نیست. باز همان اتاق سوت وکورم، باز همان ساعتی که دلتنگی هایم را به رخم می کشد. باز تنهایی ام که جز او همدمی ندارم ویک مشت خاطراتی که مرا از این دنیای پوچ رها می کند.

روی میزم ، یک پیک شراب است ! آری ، شرابی از جنس دلدادگی وفراق ...

                                                                                                                       مستی

                          

نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : يکشنبه 21 آبان 1396 ساعت: 22:16
برچسب‌ها :
اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها